زمستان
دخترگلم این روزها, به سرعت توی حرف زدن و درک مفاهیم پیش میره. مفاهیمی همچون سرد و گرم. میدم و نمیدم. بشین و بیا و ... .البته وقتی میخواد به کسی بگه بیا، میگه بدو بدو. عاشق اینه که یک کمی کرم بهش بدم تا به دست و صورت و بدنش بماله. البته قبلاً اون رو به جاهای دیگه از جمله میز تلویزیون و در کمد و دراور هم میمالید. دراور بیچاره که هنوز از دست آروشا در امان نیست و مرتب کشوهاش خالی و پر میشن و وسایلش از طبقه ای به طبقه دیگه جابه جا میشه. گاهی اوقات هم برای رسیدن به خواسته هاش, جیغ های بنفششی میکشه که نگو. آروشا مجموعه کتابهای چیچیل رو خیلی دوست داره. یک سری برچسب های برجسته هم هست که روی چوب ...









